سریال زندگی من

۴ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

سلام ..‌‌.
من اومدم راستش هم خیلی شلوغ بودم هم خیلی تنبل هستم حالا بریم ادامه مطلب ببینیم چی میشه 

دیروز با یکی از دوستان رفتیم بیرون یکم خرید کردیم هنگام برگشت این دوستمون گفت ترازو خریدن و ترازوشون خیلی دقیق و گرون و ... هست ما هم گفتیم بریم رو ترازو ببینیم چه خبره دقیقا ده کیلو وزنم از اونچه که همیشه بودم بیشتر بود مخم سوت کشید و سوال ایجاد شد این ده کیلو که اومده رو وزنم چجوری سایزم عوض نکرده و خب هنوزم به درست بودن ترازو نام برده شک دارم خب راستش من جز ادم های چاق هستم و خب ته دلم همیشه از این قضیه فرار کردم و سعی کردم هیچ وقت چشمم به اندامم نیفته ولی فکر کنم فرار کردن کافی باشه و باید خودمو درست کنم با یه خانم دکتری اشنا شدم میخوام ازش رژیم و ورزش بگیرم ولی خب هزینه اش بالاست و طبق معمول شرمنده ام که مثل زالو فقط بلدم پول های بابام بخورم خب راه دیگه ندارم به یه ادم اگاه که یه رژیم و ورزش درست بهم بده نیاز دارم و خب بدون پول که نمیشه....

سلام ... خوبید ؟

اومدم امروز براتون سفر عیدم تعریف کنم

ما روز اول عید قرار بود سفر شروع کنیم ولی بخاطر فوت پدر زنداییم سفر روز دوم عید شروع کردیم صبح دوم به سمت شاهرود حرکت کردیم و شب تو شاهرود خوابیدیم و فردا صبحش دوباره حرکت کردیم که بیرون اومدن از شاهرود با یه اتفاق ناخوشایند همراه بود ناهار جندق خوردیم و شب به اصفهان رسیدیم فردا صبح که میشه چهارم عید  به میدان نقش جهان رفتیم و مسجد شیخ لطف الله و کاخ عالی قاپو دیدیم و درشکه سوار شدیم  کاخ عالی قاپو رو عاشقش شدم هر چند پله هاش پدر پاهام دراورد و بعد ناهار از بریونی اعظم گرفتیم و خوردیم که من از بریونی خوشم نیومد روز پنجم پل خواجو و سی سه پل بود که پل خواجو رو خیلی بیشتر از سی سه پل دوست داشتم روز ششم چهلستون و بازار امام‌ بود که چند تا ظرف و ظروف گرون و خوشگل مامان خریدن و روز هفتم دیدن باغ گلها و منار جنبان که باغ گلها رو توصیه میکنم صبح زود برید و منارجنبان ارزش دیدن نداشت رور هشتم هم حرکت به سمت شیراز و خونه پسر عموی پدر شب که رسیدیم شیراز رفتیم خونه عموی خانم پسر عموی بابا مهمونی و شام خوردیم روز نهم عید رفتیم تخت جمشید و شب مهمونی خونه خواهر خانم پسر عموی بابا و روز دهم عید صبح با حافظیه شروع شد و بعد باغ ارم و زیارت شاهچراغ و در اخر خانه زینت الملک شیراز خیلی خوش گذشت خیلی قشنگ و دوست داشتنی بود هوا و ارامش حافظیه عالی بود باغ ارم قشنگ بود و شاهچراغ هم زیارت گاه قشنگیه و خانه زینت الملک فوق العاده قشنگ و عالی بود حتما حتما برید اهان ارگ کریم خان هم رفتیم که اونم خوب بود و خب بعد دوباره راه برگشت که دوباره یه شب اصفهان و دامغان خوابیدیم و روز سیزده به در ساعت چهار خونه بودیم 

صرفا جهت بازی با روح و روان دوستداران چاقاله مخصوصا اونایی که هنوز تو شهرشون چاقاله یافت نمیشه