سریال زندگی من

۹ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

زمانی که اولین بعد شیش سال دیدمت خیلی خوشگل بودی خیلی دوست داشتنی بعد ها تعجب کردم چرا شیش سال پیش به چشمم انقدر دوست داشتنی نیامدی وقتی گفتی دوستت دارم من خودم را همان دختر کوچک تصور میکردم که دارم با دوچرخه از کنارت رد میشوم و تو همان پسر کنکوری که امدی با پسر عمه ام  درس بخوانی عمه ام دوستت داشت تو تنها رفیق عاقل پسر عمه ی سرکشم بودی بعد شیش سال امدی گفتی مرا شناختی وقتی روز اول کنار دوستانم دیدی گفتی این مدت که من تو را میشناختم و تو مرا نمیشناختی ریشه های علاقه در دلت به وجود امده گفتی باورت نمیشود انقدر بزرگ شده ام که بهم علاقه مند شوی قبول کردم بشناسمت چند روز اول رویایی بود برایم بس که خوب بودی تا اینکه تن جفتمان لرزید اگر پسر عمه سرکش بفهمد ما باهمیم اگر رگ غیرت غیرتی ترین موجود فامیل ما بالا بزند این ترس ها علاقه را از جفتمان گرفت پا پس کشیدیم گفتی رسمی می ایم که یواشکی نباشد قرار شد بروی و الان بعد چند ماه متهم شدیم متهم شدیم به ارتباط تا مرحله اخرش متهم شدی به دختر دایی دوستت دس دراز کردی متهم شدم که خرابم اگر بفهمم همان کسی که فکرش میکنم زیر ابم را زده قطعا میکشمش من دوستش داشتم او هم دوستم داشت ولی نماندیم که این نشود ...

سلام ... حرف برای گفتن و ماجرا برای تعریف زیاد بود ولی تنبلی و سهل انگاری مانع شد خب من همون جلبکی بودم که هستم راستش یه جریانی بود اوایل ترم پیش که نمیخواستم کسی بفهمه ولی خب لو رفت و خب دیگه مهم نیس فقط چند روزی استرس داشتم براش که الان زدم فاز بیخیالی دوم اینکه باید تلاش کنم که یه اشتباه برای بار هزارم تکرار نکنم سوم اینکه ازدواج حامد نزدیکه چهارم اینکه باید برای زبان برنامه بریزم بخونم و هی پشت گوش میندازم و خب نمیدونم چرا نمیتونم راحت و روان بنویسم 

سنگ صبورم همیشه تنها کسی بودی که حوصله شنیدن نق نق هام داشتی به غر غر هام گوش دادی و حق به من دادی از وقتی باهات دوست شدم همیشه دلم به بودنت گرم بوده انقدر همیشه بودی که حتی نمیتونم تصور نبودنت داشته باشم یکی یک دونه مهربون من انقدر دوست دارم که همیشه به تمام کسایی که بیشتر از من دوسشون داری حسودی میکنم روز تولدت برام پر حس خوبه چون میدونم خدا یکی از فرشته هاش فرستاده زمین تا وقتی بزرگ شد و با من اشنا بشه و کنارم باشه از خدا بابت فرستادنت به زمین خیلی خیلی ممنونم خوبِ من تولدت مبارک ( نمیدونم اینجا رو میخونی ولی به رسم هر سال این برات نوشتم)

سلام ... دیروز اومدم مشهد و مستقیم رفتم کلاس زبان و شب خونه عموم خوابیدم راستش کلی خواب بد دیدم و تو خواب جیغ جیغ کردم صبح پا شدم بیام دانشگاه دیدن یکی از دوستام قرار بود اون نه بیاد دانشگاه تا ده کاراش بکنه من ده برم پیشش تا دوازده بحرفه بعد من دوازده برم پیش یکی دیگه از دوستام ولی خانم یازده تشریف اورده رفته دنبال کاراش خب وقتی زنگ میزنید به ادم که من باید حتما تو رو ببینم و دلم داره میترکه و باید باهات درد دل کنم شعورت بکشه ادم یک ساعت منتظر نگه نداری منم الان تو تریا دارم یخ میزنم و چرت میزنم 

حمید میگه این چند روزه رفتار حامد نشون میده یه اتفاقی براش افتاده میدونم بخاطر نبود من نیس چون دختره داره جای من پر میکنه و کلا نبود من مهم نیس خودمم حس کرده بودم از هفته پیش داره یه گندی میزنه از رفتارش مشخص بود ولی به روی خودم نیاوردم چون داشتم بند و بساطم جمع میکردم از زندگیش برم خدایا میشه به عمه و شوهر عمم رحم کنی اون چیزی که فکر میکنم نباشه دارم مثل اسپند جلز و ولز میکنم نبود من برای اون مهم نیس مشکلاتش که برای من مهمه حالش که مهمه نمیخوام برگردم ولی دارم جلز و ولز میکنم برای ذهن درگیرش برای مشکلی که فقط حدسش میزنم چیه خدایا خودت کمکش کن میدونی که حامد پسر بدی نیس 

سلام با اینکه این ترم نخوندم و از نظر درس نخوندن بدترین ترمم بود و حس درس نبود معدلم یک نمره افزایش پیدا کرده و این یعنی معجزه و خب این اتفاق مدیون اینم که اکثر استادا نمرات رو نمودار بردن و خب طی یک حرکت معجزه وار ۱۶ من تبدیل به بیست شده دو نمره نمودار دو نمره استاد و خب عالی تر از این نمیشد این ترم 

ازت بدم میاد حالا درسته حامد دیر یا زود ازدواج میکرد ولی من از تو متنفرم چون ناخواسته باعث تسریع این کار شدی این پسری که فکر میکنی اقا و همه چی تمومه هر چند وقت گل میکشه شبا یواشکی سیگار میکشه البته در طی روز هم تنها باشه سیگار میکشه حالا فکر نمیکنم ادمی باشی که با سیگار مشکل داشته باشی منم سیگار کشیدنش دوست دارم در واقع عاشق وقت هایی هستم که جلوم سیگار میکشه  هر نوع نوشیدنی غیر مجازی هم که فکر کنی خورده مشروب و عرق و ... و از همه مهم تر اینکه دوران کارشناسی عاشق شده عاشق یکی که از خودش بزرگتره الان دختره بچه داره ولی حامد هنوز دوسش داره خیلی هم دوسش داره هیچ وقت هم تو رو به اندازه اون دوست نداره سایه عشقش تا ابد رو زندگیته شانس بیاری طلاق نگیره چون اگه بگیره حامد میره باهاش میدونم میره اینا رو گفتم حرصم خالی کنم میدونم خوشبختت میکنه بلده یه دختر خوشبخت کنه از این بهتر گیرت نمیومد کوفتت بشه 

ادمی که تصور کنید که انبر برمیداره تموم دندون هاش میکنه تا دندون مصنوعی بزاره امشب قد کشیدن تمام دندونام درد کشیدم و فردا که دستم میره رو شمارش درد میکشم فردا که اکانتش میبینم تو تلگرام درد میکشم مرخصی که بگیره برگرده خونه درد میکشم تمام این روز ها من درد میکشم قد بیست سال بودنش درد میکشم از نبودنش ولی امشب کندمش گفتم برو گفتم میرم امشب اشک ریختم و حرف هایی زدم که هیچ وقت جرعت گفتنش نداشتم امشب بهش گفتم برو و بالاخره تموم شد حامد تموم شد حامد بعد بیست سال تموم شد خیلی درد داره که تو تمام خاطراتم و لحظاتم بوده ولی من امشب اینجا ایستادم تا با دو چشم خویشتن بینم که جانم میرود دیگه از حذف هیچ ادمی نمیترسم اگه حامد رفت و من هنوز زنده ام پس همه میتونن برن من اقیانوس از سرم گذشته

اینکه ادمی هستید که با حرف زدن تخلیه میشید و وقتی حالتون بده همه از بودن شونه خالی میکنن نشون دهنده اینه شما تنها هستید الکی زور نزنید دنبال دوست جدید نگردید با ادما ارتباط برقرار نکنید چون همیشه شما تنها خواهید ماند