سریال زندگی من

اخر جاده

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۰۷ ب.ظ

خیلی وقته به ته خط رسیدیم ته ته ته . منظورم از ته اونجایی که دیگه نه تو میتونی چیزی درست کنی نه من . ته اینجاست که دیگه امیدی به درست شدن این رابطه ندارم ته یعنی خودمو به اب و اتیشم بزنم دیگه جواب نمیده مرد شدنت دیدم بزرگ شدنم دیدی دانشجو شدنت دیدم دانشجو شدنم دیدی کارشناسی تموم شد ارشد گرفتی ارشد تموم شد سربازی رفتی الان سرکار میری نفس های اخر رابطه رو داریم میکشیم چون با تثبیت کارت داماد میشی شوهر همون دختر چشم عسلی که چشماش مثل من مشکی نیس همون که عاشق ظرافت و ریزه میزه بودنش شدی و مثل من تپل نیس نمیدونم باید چیکار کنم باید بزارم برم یا صبر کنم و لحظه عقدت ببینم و بعد برم تنها چیزی که امشب میدونم اینه که من ته این رابطه ایستادم ته ته ته 

نظرات  (۴)


قلب خاک خوبی دارد...! 
هر دانه که در آن بکاری از هر جنس..
از همان جنس صدها دانه برمیداری...!
پاسخ:
مرسی بابت نظر قشنگتون 
ببخشید اینکه الان برید یا اینکه اول عقدشو ببینید برید چ فرقی با هم دارن . 

پاسخ:
خیلی فرق دارن الان که برم خودم رفتم اون موقع مجبورم برم الان که برم با اختیار خودم بوده دلم میگه کاش میموندی اون موقع دیگه دلم چیزی نمیگه 
این دنیاعه و ریسکاش
همه چیز ریسکه حتی علاقه مند شدن حتی جنگیدن و تلاش کردن
متاسفانه 
پاسخ:
بله درست میگی همین طوره
چه جای سختی وایسادی :( 
خب چرا تو نه ؟ این همه با هم بودین و در لحظات هم شریک بودید اونوقت به همین راحتی ؟ مثلا خب عزیزم خوش گذشت من رفتم سر سفره عقد ؟! :( 
چه تراژدی تلخی :(
یه بار به من گفت مامانم گیر داده بریم خواستگاری برات !! باید ازدواج کنی خیلی تنهایی ! پرسیدم اونوقت تو اصلا نگفتی من یکیو دوس دارم ؟! گفت اخه روم نشد !! اره روش نشد ولی حتی از تعریف کردنش هم ذوق میکرد !!
پاسخ:
خیلی جای سختیه . اخه ما از اول رابمون بیشتر خواهر برادری بود پسر عمم هست باهم بزرگ شدیم هیچ وقت به اون دید من نگاه نکرده اونی هم که الان گفتید خیلی حرص دراوره میفهمم اره شرایط سختیه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">