سریال زندگی من

آخرین مطالب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۴ مرداد ۰۰ ، ۰۳:۴۸

سلام.... 

امیدوارم همگی در سلامت کامل باشید 

اومدم بگم با توجه به تجربیات من که خب به نسبت سنم کم نبوده و حتی تجربیات دوستانم ما تو ایران بین سن 20 تا 25 با مفهوم دوست معمولی مشکل داریم میگم ایران چون در جریان سایر نقاط جهان نیستم و این محدوده سنی میگم چون خودم این محدوده رو به چشم دیدم و تجربه کردم. در واقع دوست معمولی اینجوری هست که دو نفر جنس مخالف باهم عین دو نفر هم جنس هستن خب این تعریف ظاهری هست در واقعیت یکی از اون دو نفر دوست داره رابطه عاطفی با فرد مقابل داشته باشه ولی نمیتونه پس عین دوست کنارش میمونه یا شاید هم هر دو نفر خواهان رابطه عاطفی باهم هستن ولی به هر دلیلی باز نمیتونن خیلی وقت ها هم اولش به صورت دوست معمولی آدم ها کنار هم واقع میشن و کم کم تبدیل به رابطه عاطفی و حتی ازدواج میشه. حالا شاید در سنین بالاتر دو تا آدم از جنس مخالف تا آخر عین دو تا رفیق بمونن ولی در سنی که گفتم به من ثابت شده دوست معمولی جواب نمیده 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۰۰ ، ۲۳:۱۳

اینکه آزادی بیان منسوخ شده و حق هیچ اعتراضی نیست

اینکه فساد اداری و مالی تو همه جا بیداد میکنه و ریشه اش به بالا میرسه 

اینکه تورم داره پدر ما مردم عادی درمیاره و ما فقط خبر اختلاس می‌شنویم

اینکه اونا از ما کاملا جدا شدن و دیگه به فکر ما نیستن 

اینکه رو هوا و کف خیابون فقط کشتن و یه اب هم روش 

اینکه خیلی از حقوق زن ها و بعضی حقوق مرد ها خیلی وقته ازشون گرفته شده و نمیخوان این حقوق بدن 

همه ی اینا باعث میشه تصمیم بگیرم رای ندم و هر چی با خودم میگم لعنتی ممکنه تو آزمون های استخدامی در آینده رد بشی باز وجدانم قبول نمیکنه این سیستم با رای خودم  تایید کنم 

کامنت هاتون میخونم :)

 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۲۵ خرداد ۰۰ ، ۰۲:۴۰

تنها 44 روز به کنکور مونده

کلی هزینه کردم تا الان برای کتاب و جزوه، دو سال عمرم گذاشتم و دیگه باید جواب بگیرم. خسته شدم از شکست های مکرر و میخوام به خودم ثابت کنم میتونم. میخوام به اون تصوری که همیشه تو ذهنم از خودم داشتم نزدیک بشم و خب میخوام این 44 روز بشه آغاز اون طوفانی که دوست دارم. خب دیگه از بحث کنکور که بگذریم. حس میکنم یکم بزرگ شدم هنوز تصمیم های غلط زیادی میگیرم ولی عملکرد های خوب هم در کنارش دارم و مقداری شناخت و خود آگاهی نسبت به خودم پیدا کردم و همین خوبه به نظرم میتونه نشونه خوبی باشه امیدوارم که همه چی همین جوری خوب پیش بره 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۰۰ ، ۲۳:۱۲

چالش قبول کردم از طرف جناب کلنگ

1. من آدم زودرنج و احساسی هستم.

2. برخلاف ظاهر اروم و مثبت کار های نابه هنجاری انجام دادم.

3. اگر خواسته ای داشته باشم به هر قیمتی بهش میرسم.

4. نه این وری نه اون وری همیشه وسط بودم.

دعوت میکنم از خواهر بزرگترم و زهرای عزیزم و تهمینه جان ومامان مینای عزیز

لینک اصلی چالش

۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۹ ، ۰۱:۵۷

سلام.... 

یه فرایندی تو زندگی من وجود داره به اسم آدم های مقطعی.  براتون مثال میزنم، من سال اول دبیرستان کنگ فو رو شروع کردم و دو سالی ادامه دادم با بچه های باشگاه دوست شدم، بسیار صمیمی شدیم،  رفت و آمد ها به بیرون از باشگاه کشیده شد و همه چی خوب بود تا اینکه تصمیم گرفتم دیگه بخاطر کنکور باشگاه نرم و حس کردم دیگه ارتباطم با اون آدم ها رو دوست ندارم و باهاشون قطع ارتباط کردم. خب اینکه بعد تموم شدن وجه اشتراکم با آدم ها نمیتونم ارتباط و دوستیم ادامه بدم فرایند خوبی نیست واقعا. ولی نتونستم خودم مجبور کنم پای ارتباطم بمونم . بخاطر همین اتفاق من تو زندگیم دوست های صمیمی خیلی کمی دارم که ارتباطم باهاشون طولانی شده در حد سه نفر و همیشه فکر میکردم آنقدر با آدم های دوران کارشناسی صمیمی هستم که بعد کارشناسی ارتباطم باهاشون حفظ کنم ولی متاسفانه جدیدا حس میکنم دیگه این ارتباط دوست ندارم و باید قطع ارتباط کنم باهاشون. حقیقت ترسناکی برام هست ولی چاره ی دیگه ای ندارم و میخوام بگم بهتون اگه بلدید ارتباط خودتون با آدم ها به صورت طولانی و چند ساله حفظ کنید خوش به حالتون! 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۹ ، ۰۱:۱۵

سلام.... 

  1. کنکور گند زدم. البته که انتظار بیشتری نمی‌رفت از اون روند مطالعه و حالا باید یک سال تو خونه بمونم و براش مجدد تلاش کنم. خونه موندن یکی از بزرگترین ترس هام هست ولی اینو خوب میدونم که نباید هر دانشگاهی و هر گرایشی به هر قیمتی رفت اشتباه کارشناسیم تکرار نمیکنم عاشق رشته ام بودم و هستم ولی کاش تو دانشگاه بهتری درس میخوندم. 
  2. هر سال این تایم، مجلس عاشورا تو خونه ما و خونه عمه که رو به روی هم هست، برگزار می‌شد.  همه ی فامیل میومدن بعد عزاداری دور هم حلیم می‌خوردیم و سهم نیازمندان هم پخش میکردیم. امسال خیلی دل گیره.  هزینه مجلس برای بهزیستی واریز شد و دیگه خبری از جمع شدن دور هم نیست.
  3. تو استوری های بعضی از دوستان و آشنایان میبینم که چجوری عاشورا و مکتب حسینی داره کمرنگ میشه و بهش برچسب خرافات و دروغ و جنگ فامیلی اعراب میزنن از این موج جدید میترسم از روزی که نسل های جدید به امام حسین غریبه بشن میترسم.  این اصلا قشنگ نیست.
  4. یه سوالی خوندم تو توییتر که پرسیده بود اگر  اون زمان زنده بودید به نظرتون تو کدوم دسته بودید من خودم قطعا جز کسانی بودم که تو خونه هاشون میموندند یا نهایتا عین عمر سعد بودم که هم خدارو میخواست هم خرما
  5. چقدر تشخیص درست از غلط سخت شده. چقدر ادم گیج و سردرگم میشه.  آخرش همیشه میمونم این وری باشم یا اون وری در نهایت یه هر دو وسط تباه هستم.
  6. لطفا اگه این پست خوندید یه واکنشی نشون بدید بدونم فقط برای خودم مینویسم یا یکی هست. 
۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۹ ، ۱۳:۱۷

من خیلی وقت هست وبلاگ خانم هیلا رو میخونم اما امروز یکی از پیج هایی که دنبال میکردم آدرس پیج اینستا ایشون گذاشت و ایشون مربی رشد فردی هستن و من همیشه دوست داشتم پیجشون داشته باشم دارم فکر میکنم این نمیتونه اتفاقی باشه و خدا بهم چشمک زده و لازمه یه دوره جدیدی شروع کنم و نزارم نود و نه همین جوری با فرسایش و زوال بگذره hiloooei این آیدی اینستاگرام ایشون هست پیشنهاد میدم یه سری بزنید. 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۹ ، ۱۷:۲۹

سلام.... 

کنکور وزارت علوم عقب افتاد. البته برای من مهم کنکور وزارت بهداشت بود ولی خب امکان داره اونم عقب بیفته ممکن هم هست اون تغییر نکنه به هر حال ضد حال بود. حوصله کنکور ندارم واقعا.البته کامل رهاش نکردم و یه فکرهایی براش دارم. 

من قبلا مقدار زیادی وزن کم کردم،  حدودا 17 کیلو و چون از اسفند تا این ماه دوباره زیاده روی کردم تو غذا خوردن و تحرکم صفر بود، سیزده کیلو برگشت،  حالا دوباره شیش روز که رژیم قبلیم گرفتم و ورزش میکنم نرم افزار fitness family نصب کنید و باهاش بدون هیچ ابزار خاصی ورزش کنید من خیلی از این نرم افزار خوشم اومده و زهرا مثل همیشه پیشنهاد فوق العاده ای بهم داد با معرفی این نرم افزار.

ذکر جوادیه رو میخوام شروع کنم انشالله که همه حاجت روا بشن.

حذف آدم هایی که میدونم مثل سم هستن تو زندگیم، همیشه حس خوبی باشه دیشب یکی حذف کردم خداروشکر که قدرت حذف کردن آدم های سمی دارم.

مراقب خودتون باشید 

شب به خیر 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۹ ، ۰۲:۰۳

سلام... 

چقدر عنوان گذاشتن سخته واقعا.

خب روا نبود که بیام از حال بدم کلی حرف بزنم ولی حال الانم نگم. 

پرونده ارشد بسته شد.  کتاب ها رو بستم. نیاید نگید چرا؟! چون هیچ کدوم جای من نیستین و شرایط من نمیدونید و از حال روحی من خبر ندارید. قضاوت هم نکنید لطفا. شاید اگه جای من بودید عملکرد بدتری داشتید.!

از خدا گله کردم بزار نعمت هاش هم بگم.  دوستای خوب و خانواده خوب خداروشکر که اینا رو دارم تعداد دوستام شاید به انگشت های دست نرسه ولی خیلی تک هستن از خانواده ام بشدت راضی ام و امیدوارم بتونم زحماتشون جبران کنم.

امیدوارم واقعا کنکور عقب نیفته چون دیگه تحمل ندارم

ببخشید اگه موقع خوندن متن اذیت میشید نحوه استفاده از علائم نگارشی یادم رفته و در پایان اینکه یه مقدار حالم از اون حالت افتضاح دراومده ولی همچنان بده و میدونم با پنج ماه قرنطینه رسما افسرده شدم. 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۹ ، ۰۲:۲۵