سریال زندگی من

ادامه ی زندگیم

يكشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۰۴ ق.ظ
خب اون روز من و پسر عمه و دوستش رو به رو شدیم و خب یه دعوای مفصل بین من و پسر عمه رخ داد دوستش یه چک خورد تو گوشش تا تونستم اشک ریختم  و اخرش مشخص شد کار نامزد پسر عمه ی احمقم بوده و خب بی نهایت ازش متنفرم که از اعتمادم سو استفاده کرد هفته پیش سه شنبه سین که گفتم دوست پسر میم اومد مشهد و تمام روز با سین و میم خوش گذروندم باغ وکیل اباد و پارک و ملت و شام تو فست فود محبوبم این روزا ارومم و خب در تنبل ترین حالت ممکن هم هستم

نظرات  (۳)

چه بزن بزنی:)))
پاسخ:
جز روز های افتضاح زندگیم بود
سلام

این دوباره کیه؟

همونی که خواستگار  شما رو زد؟! همونه یا باز یه نفر دیگه؟!

خانم ایشون از کجا می دونست؟!!
امیدوارم حل بشه مشکلتون

دلتون شاد
پاسخ:
این همونه که خاستگار من زد تو گوشیم فضولی کرده 
این پسر عمت چرا از زندگیت نمیره بیرون ؟
پاسخ:
حامد یه پسر عمم هست این یکی دیگه من پسر عمه زیاد دارم ولی چون داداش ندارم همشون روم تعصب دارن 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">