سریال زندگی من

روز بحث

جمعه, ۸ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۱۲ ب.ظ

صبح کله صبح در حال صبحانه خوردن بودم که خانم یکی از پسر عمه های مبارک (عمه های من بیشتر پسر زاییدن تا دختر زیاد پسر عمه دارم ) زنگ زد بهم و شروع کرد قهوه ای نمودن ما حالا چرا چون یه دختری زنگ زده خانومش و زیر آبی اقا لو رفته که به زنش خیانت کرده حالا من چیکاره ام چون دختره دوران ابتدایی همکلاسی من بوده پس لابد الانم دوست من و خب باعث اشنایی من بودم و اینارو وقتی خانومش متوجه شده که اسم مدرسه ابتدایی دختره رو دراورده و خب وقتی پسر عمه دیوس من زنی میگیره که ۱۲ سال از خودش کوچیکتره و صرفا جهت این گرفتتش که مطمئن باشه با پسری نبوده و چون بچه هس هر کاری میخواد میتونه باهاش بکنه اینجوری میشه هر چند که خب ثابت شد من با این دختر دوست نبودم و فقط همکلاسی دوران ابتداییم بوده ولی خب از قضاوت بی جا و زود زن پسر عمم بشدت دلم شکست و خب بعد این جریان با یکی از بچه های دانشگاه حرف زدم که بین مون سو تفاهم ایجاد شده بود سه ترم اون فکر میکرد من ازش متنفرم منم فکر میکردم اون از من کاملا بی دلیل که حل شد و خب بعدشم پنجاه تا ایمیل برای اساتید از طرف کنگره زدم که باید ۲۰۰ تا میزدم و همه در حالتی که امروز ناهار خونه عموم بودم و خوب بود تنوعی شد درباره لب تاب بگم که پنجشنبه بعد بحث با اموزش قبول کردن نگهبان بهشون تحویل داده و کارت دانشجوییم پس دادن خداروشکر و اون دوستمم که برگه امتحانم بخاطرش به فنا رفت همچنان میگه مقصر منم که دلم سوخت براش و برگه ام باز گذاشتم و حاضر نیس با استاد بحرفه و جدیدا با من قهره که ازش توقع داشتم باهام بیاد با استاد بحرفه 

نظرات  (۳)

  • هفت دقیقه
  • آخیییییییییشششش کبد و لوزالمعدم حال اومدن !!!! والا ! جیگرم خنک شد .
    پاسخ:
    خداروشکرررررررر همیشه به عشق و حال
    خدا رو شکر قضیه لپتاپ حل شد.
    در مورد زن پسر عمه ات هم فقط میتونم سکوت کنم. آدم چی بگه آخه :|
    من اگه جای همکلاسیت بودم خودم میرفتم به استاد میگفتم بدون گفتن تو. ولی خب حالا که شده. تنها راهش اینه با خود استاد مذاکره کنی! 
    پاسخ:
    اره خداروشکر مرسی که همراهم بودید منم سکوت کردم میترسم از استاده امید ندارم اوکی بده 
    خدا رو شکر قضیه لپتاپ حل شد.
    در مورد زن پسر عمه ات هم فقط میتونم سکوت کنم. آدم چی بگه آخه :|
    من اگه جای همکلاسیت بودم خودم میرفتم به استاد میگفتم بدون گفتن تو. ولی خب حالا که شده. تنها راهش اینه با خود استاد مذاکره کنی! 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">